معنی راهروی
6 بازدید
[ رَ / رُ ] (حامص مرکب) مسافرت و سیاحت. (ناظم الاطباء). عمل راهرو. طی طریق. راه پیمایی. راه نوردی. || سلوک. (یادداشت مؤلف): جفا نه پیشهٔ درویشی است و راهروی بیار باده که این سالکان نه مرد رهند.حافظ. نیست این راستی و راهروی که چنان راست که گویی نشوی.جامی.
کلمات همقافیه با «راهروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر