معنی راهب اصفهانی
7 بازدید
[ هِ بِ اِ فَ ] (اِخ) نصرآبادی گوید: از قریهٔ زنان از توابع اصفهان است پریشان شده بهند رفت. طبعش خالی از لطف نبود و شعر بسیار به مجموعهٔ ملاقدرتی اصفهانی نوشته بود این بیت مرا خوش آمد: چنان مکن که ز خاکم غبار برخیزد مباد پرده ام از روی کار برخیزد. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۱۴). و رجوع به صبح گلشن ص ۱۷۲ و الذریعة ج ۹ بخش دوم و فرهنگ سخنوران و قاموس الاعلام ترکی ج ۳ شود.[ هِ بِ اِ فَ ] (اِخ) صاحب آتشکده آرد: میرزا جعفر طباطبایی از طرف پدر اولاد سیدالمعالی میرزا محمد رفیع نایینی و از جانب مادر از احفاد خلیفهٔ سلطانی بود. او به بیشتر کمالات موصوف و به حسن اخلاق معروف است و اکثر اوقات نگارنده بشرف صحبت وی مشرف است. راهب با اینکه بهمهٔ فنون نظم آگاه است لیکن خود بترتیب دیوان خود نپرداخته و بعد از درگذشت نیز دیوان او گردآوری نشده و آنچه نگاشته میشود از همان است که نگارنده از خود وی شنیده است. سید مزبور بپاکی ذات و نیکی صفات محبوب القلوب خاص و عام بود و الحق جا داشت. این مصراع تاریخ درگذشت او (۱۱۶۶ هـ . ق.) را میرساند که مشتاق اصفهانی گفته است: «راهب صد حیف کز جهان رفت». اشعار زیر ازوست: صد لاله شکفت از گل ما داغ تو نرفت از دل ما. *** ز شمع بنانت فروغیست ناقص ز حسن بیانت حدیثی است مبهم کف عالم افروز موسی عمران دم زندگی بخش عیسی مریم. *** تغافل عاشق بیتاب را بیتاب تر سازد بفریاد آورد خاموشی یوسف زلیخا را. *** هر که او را بسر تربت ما می آرد دستهٔ گل بسر خاک شهیدی برده ست. *** فراقت کاش هردم کار بر من سخت تر گیرد که تا هرکس مرا بیند دل از مهر تو برگیرد. *** خوشا فراغت مرغی که آشیان دارد بگلشنی که نه گلچین نه باغبان دارد. *** آسوده خاطران چمن را چه آگهی از ناله ای که مرغ گرفتار میکند. *** تا دام بهر صید به صحرا فکنده اند بال کبوتران حرم را بریده اند. *** تو هم بر خود ببال ای گل که چون من بلبلی داری اگر لیلی بمجنون نازد و شیرین بفرهادش. *** گذارش نیفتاده بر لاله زاری که افتد بفکر دل داغداری ازین باغ دارم چو شاخ شکسته خزانی که از پی ندارد بهاری. *** دلی بستم به آن عهدی که بستی در آخر هر دو را با هم شکستی. *** راهب خم باده پیر دیری بوده ست پیمانه حریف گرم سیری بوده ست این مشت گلی که گشته خشت سرخم میخواره و عاقبت بخیری بوده ست. *** راهب بمن آن ستیزه جو یار نشد وز نالهٔ من دلش خبر دار نشد آمد بسر رحم پس از مردن من تا دیده نخفت، بخت بیدار نشد. (از آتشکدهٔ آذر چ بمبئی ص ۳۷۳). و رجوع به الذریعه ج ۹ بخش دوم و تذکرهٔ حسینی ص ۱۳۶ و تذکرهٔ غنی ص ۵۵ و بهترین اشعار تألیف پژمان ص ۱۴۲ و ریاض الجنة، نسخهٔ خطی متعلق به کتابخانهٔ آقای سلطان القراء و تذکرةالمعاصرین ص ۱۱۸ و نتایج الافکار ص ۲۸۰ و راهب نایینی در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «راهب اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر