معنی راهبة
8 بازدید
[ هِ بَ ] (ع ص، اِ) مؤنث راهب. زن ترسای پارسا و گوشه نشین. (ناظم الاطباء). || زن عابد و گوشه نشین. ج، راهبات. رواهب. (از اقرب الموارد). مؤنث راهب. زنی که از مردم ببرد و بر خدای روی آرد و در دیر خود بعبادت خدای بپردازد. ج، راهبات. رواهب. (اقرب الموارد). || حالتی که از آن ترسند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ هِ بَ ] (اِخ) به روایت شیرویه پسر شهردار در کتاب «التجلی فی المنامات» نام زن پارسایی بوده است که در هنگام مرگ روی بسوی آسمان کرد و گفت: ای آنکه اعتماد من بر تست در زندگی و مرگم، مرا در دم مرگ خوار نگردان و در گور دچار وحشت مساز. پس آنگاه که مرد پسری داشت که هر شب جمعه بر گور وی حاضر میشد و آیه ای چند از قرآن کریم میخواند. پسر شبی راهبة و شبی دیگر مردگان همجوار وی را در خواب دید، همگی از این عمل وی سپاسگزاری کردند و گفتند ما را از این رهگذر شادی و آسایشی است. (از شدالازارص ۳۳).
کلمات همقافیه با «راهبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر