معنی رانش
7 بازدید
[ نِ ] (اِمص) اسم مصدر از راندن. طرد. دفع. راندگی. رد. (ناظم الاطباء). راندن و دور کردن. (برهان) (آنندراج). || رحلت و انتقال. (ناظم الاطباء). || سلب مقابل ایجاب. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || معزولی. || نفی. (ناظم الاطباء). || اسهال. (این کلمه بصورت رونش در تداول عوام باقی مانده است در معنی اسهال). (یادداشت مؤلف). - شربت رانش؛ مسهل : امتحان را کارفرمای ای کیا شربت رانش بده بهر نما.مولوی.
کلمات همقافیه با «رانش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر