معنی راندنی
5 بازدید
[ دَ ] (ص لیاقت) درخور راندن. سزاوار راندن. لایق راندن و دور کردن : دوستی ز ابله بتر از دشمنی است او بهر حیله که باشد راندنیست.مولوی. و رجوع به راندن شود.
کلمات همقافیه با «راندنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر