معنی رانجو
5 بازدید
(اِ) پروانه. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج ۲ ورق ۱۴): بشب آتش بعالم این چنین بوده دگر باره که بستد آتش میر مغل از موج رانجو را. شیخ آذری (از شعوری). اما به این معنی در جای دیگر دیده نشد.
کلمات همقافیه با «رانجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر