معنی رانج
6 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) خرماییست سیاه، نرم و تابان. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از آنندراج). خرمای املس. (یادداشت مؤلف). یکنوع خرمایی تابان سیاه. (ناظم الاطباء). || جوز هندی. (از اقرب الموارد). جوز هندی؛ یعنی چار مغز که بهندی اخروت است. (منتهی الارب) (آنندراج). نارگیل است که آنرا جوز هندی گویند. (برهان). جوز هندی که نارجیل نامند. (رشیدی). نارگیل. (داود ضریر انطاکی ص ۱۷۰) (از شعوری ج ۲ورق ۳). جوز هندی. (المعرب جوالیقی). نارگیل و جوز هندی. (ناظم الاطباء). جوز.
کلمات همقافیه با «رانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر