معنی رام گرفتن
7 بازدید
[ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) مأنوس کردن. نرم کردن. اهلی کردن. || مأنوس شدن. خویگر شدن. - با کسی رام گرفتن؛ با کسی مأنوس شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رام گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر