معنی رامهرمزی

معنی رامهرمزی

6 بازدید
[ مِ هُ مُ ] (ص نسبی) منسوب است به رام هرمز که یکی از کوره های اهواز است. و گویند سلمان فارسی از آنجاست. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ مِ هُ مُ ] (اِخ) ابومحمد حسن بن عبدالرحمان بن خلاد قاضی خوزستان که از احمدبن حمادبن سفیان روایت دارد و تا سال ۳۷۰ هـ . ق. زنده بود. (از اللباب فی تهذیب الانساب). و رجوع به ابن خلاد رامهرمزی در همین لغت نامه شود.
[ مِ هُ مُ ] (اِخ) مزدک بن شهریار ناخدای رامهرمزی، صاحب کتاب «عجائب الهند» که در اوایل سدهٔ چهارم هـ . ق. تألیف یافته و بسال ۱۸۸۶ م. در چاپخانه لیدن با ترجمهٔ فرانسه چاپ شده است. رجوع به مزدیسنا، ذیل ص ۴۳۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «رامهرمزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید