معنی رامنی
6 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) منسوب است به رامن که دهی است در دوفرسنگی بخارا. (از اللباب فی تهذیب الانساب) (از انساب سمعانی).[ مَ ] (اِخ) ابواحمد حکیم بن لقمان، که از ابوعبداللََّه بن ابوحفص بخاری و دیگران روایت کرد. و ابوالحسن علی بن حسن بن عبدالرحیم قاضی از او روایت دارد. (از اللباب فی تهذیب الانساب).[ مَ ] (اِخ) جزیره ای است در هندوستان که از آنجا کافور می آورند. (ناظم الاطباء). از جزایر بحر هرکند. جزیره ای است که عده ای از شاهان در آن مسکن دارند و گویند وسعت آن هشتصد یا نهصد فرسخ است. (از اخبار الصین و الهند ص ۴). جزیرهٔ رامنی در او آبادانی بسیار است. (نزهةالقلوب ج ۳ص ۲۳۰). جزیرهٔ رامنی درو آشیان سیمرغ است. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۲۳۲): که آنجای را رامنی نام بود یکی خوش بهشت دلارام بود. اسدی (گرشاسبنامه).
کلمات همقافیه با «رامنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر