معنی رامش کردن
15 بازدید
[ مِ کَ دَ ] (مص مرکب) شادی کردن. بطرب و خوشی پرداختن. بسرور و شادمانی پرداختن : و ایشان را [ سوریان را ] ساز و چهارپا داد تا رایگان پیش اندک مردم رامش کنند. (مجمل التواریخ و القصص). تا کدامین باغ ازو خرمتر است کاو برامش کردن آنجامیرود.سعدی.
کلمات همقافیه با «رامش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر