معنی رامشگه
7 بازدید
[ مِ گَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف رامشگاه. انجمن و مجلس شادی وخوشی. بزم عیش و طرب : بیاراست رامشگهی شاهوار شد ایوان بکردار باغ بهار.فردوسی. بفرمود کان بندی میزبان بیاید به رامشگه مرزبان.نظامی. برامشگهت نیز بینم شگرف حریفی نداری درین هر دو حرف.نظامی. || جای آسایش و فراغت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رامشگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر