معنی رامشت
7 بازدید
[ مِ ] (اِمص) رامش. (ناظم الاطباء). شادی و طرب. (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). رجوع به رامش شود. || رامش و آرامیدن. (برهان). رامش. (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء). رجوع به رامش شود. || (اِ) روز چهارم از خمسهٔ مسترقهٔ سال ملکشاهی. (آنندراج) (از برهان) (از فرهنگ رشیدی) (از ناظم الاطباء) (از شعوری ج ۲ ورق ۳) (از انجمن آراء). و رجوع به رامش شود.
کلمات همقافیه با «رامشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر