معنی رامج
8 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) مرغی که بدام بندند تا بدان مرغان شکاری را شکار کنند. (منتهی الارب). رامق. معرب رامگ. ملواح. (یادداشت مؤلف). پای دام. پادام. خرخشه. خردهه. خرخسه. رجوع به پادام و پایدام در همین لغت نامه و نیز به المعرب جوالیقی ص ۱۶۲ شود. || جغد است که پای آنرا بندند تا باز را شکار کنند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رامج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مج» برای سرودن شعر