معنی راقص
6 بازدید
[ قِ ] (ع ص) رقص کننده. (اقرب الموارد) (آنندراج) (غیاث اللغات) (از منتهی الارب). رقصنده. (ناظم الاطباء).[ قِ ] (اِخ) ستاره ای است. (از اقرب الموارد). نام ستاره ای است که در دهان اژدهای جنگ واقع شده است. (آنندراج) (غیاث اللغات). رافض، در اصطلاح فلک صورتی که آن را «جاثی علی رکبیة» نیز نامند. (یادداشت مؤلف). رجوع به جاثی علی رکبیة در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «راقص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قص» برای سرودن شعر