معنی راقب
9 بازدید
[ قِ ] (ع ص، اِ) ناظر و بیننده. || نگاهدارنده. || حریف و رقیب. (ناظم الاطباء). || راصد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «راقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر