معنی رافونه
11 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) پودنه را گویند. (آنندراج) (از فرهنگ سروری) (برهان) (شعوری ج ۲ ورق ۱۴) (ناظم الاطباء): رنج سکبا میکشد رافونه بهر روغنش رنج ظلمت خضر بهر چشمهٔ حیوان کشد. احمد اطعمه (از فرهنگ سروری). راقوته. راغوته. رجوع به راقوته شود.
کلمات همقافیه با «رافونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر