معنی رافقی
7 بازدید
[ فِ ] (ص نسبی) منسوب است به رافقة که شهر بزرگی است بر فرات و امروزه رقة نامیده میشود. (از انساب سمعانی).[ فِ ] (اِخ) ابوبکر محمدبن جعفربن احمد عاص رافقی، معروف به ابن صابونی از اهل رقة بود سپس به بغداد رفت و در آنجا از احمدبن اسحاق... و حسن بن جریر الصوری و احمدبن محمدبن صلت بغدادی روایت کردو ابوالحسن علی بن عمر دارقطنی از او روایت دارد. (از انساب سمعانی).[ فِ ] (اِخ) حسین بن محمدبن محمد، چنانکه بعضی گفته اند در اصطلاح رجالی عبیداللََّه رافقی است و نسب وی به رافقة است که بگفتهٔ قاموس دیهی است در بحرین و همچنین شهری است در کوهستان و نام دو موضع دیگر و نیز شهری است در ساحل فرات که امروزه به رقة معروف است. (از ریحانة الادب ج ۲).[ فِ ] (اِخ) محمدبن خالدبن جبلة رافقی، که بخاری در صحیح از او روایت کرد، و او از عبیداللََّه بن موسی روایت دارد. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «رافقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر