معنی رافعی قزوینی
7 بازدید
[ فِ یِ قَ زْ ] (اِخ) امام الدین، مؤلف قاموس الاعلام ترکی و نیز مدرس تبریزی باستناد نوشتهٔ او، وی را از شعرای هندوستان شمرده اند. ولی از کتاب «تدوین» که به این شخص نسبت داده شده و نیز از قرائن دیگر بنظر میرسد که نویسندهٔ قاموس الاعلام اشتباه کرده است و او همان امام الدین عبدالکریم رافعی قزوینی معروف است. رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و ریحانة الادب ج ۲ و رافعی قزوینی (عبدالکریم بن ابوسعد...) در همین لغت نامه شود.[ فِ یِ قَ زْ ] (اِخ) عبدالکریم بن ابی سعد محمدبن عبدالکریم بن فضل بن حسن فقیه شافعی قزوینی ملقب به امام الدین و مکنی به ابوالقاسم، از اکابر علمای شافعی بود که در علوم دینی و دیگر علوم متداول عصر خود عدیل نداشت. او از شاگردان شیخ منتخب الدین قمی متوفی بسال ۵۸۵ هـ . ق. بود. امام دارای تألیفات بسیاری است که از آنجمله است: المحرر یا محررالتدوین. (شرح مسند شافعی) الامالی الشارحة علی مفردات الفاتحه الایجاز فی اخطار المجاز التدوین فی اخبار قزوین او فی العلماء قزوین شرح کبیر بر وجیز امام غزالی که نام دیگرش «فتح العزیز علی کتاب الوجیز» است . شرح صغیر بر وجیز امام غزالی. مدرس تبریزی سپس می گوید: باری رافعی با آنهمه مراتب بلند علمی دارای قریحهٔ شاعری هم بوده و شعر زیر از اوست: در جامهٔ صوف بسته زنار چه سود در صومعه رفته دل ببازار چه سود ز آزار کسان راحت خود می طلبی یک راحت و صدهزار آزار چه سود. مدرس مرگ او را بسال ۶۲۳ هـ . ق. یا ۶۳۳ هـ . ق. (خکج یا خلج) در قزوین نوشته است. مؤلف معجم المطبوعات علاوه بر کتب فوق، کتاب «سوادالعینین فی مناقب الغوث ابی العلمین» و نیز حمداللََّه مستوفی در تاریخ گزیده «بیان المفتی والمستفی» را بوی نسبت داده اند. علیشیر نوایی در مجالس النفائس ص ۳۲۱ بعد از شرح حال او اشعار ذیل را نیز به رافعی نسبت داده است: رخت دلم هرچه بود عشق بیغما ببرد صبر نه راهیست خوار، عشق نه کاری است خرد هر که بمیدان عشق گام نهد کام یافت هر که در ایوان صبر پای نهد دست برد بار جفاهای یار کوه نداند کشد حلقهٔ زلفین یار باد نیارد شمرد وصل شد و هجر ماند آه که در باغ عشق خار بپیری رسید گل بجوانی بمرد. رجوع به تاریخ گزیده ص ۸ و ۸۰۱ و ۸۳۵، مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۲۲۱، تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص ۴۹۸، الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۳، ریاض العارفین ص ۷۸، فهرست شدالازار، احکام الحسیة ص ۶۰ و ۱۳۱، مفتاح السعادة ج ۱ ص ۴۴۳ و ج ۲ ص ۲۱۳، طبقات البکی ج ۵ ص ۱۱۹، ریحانة الادب ج ۲، اعلام المنجد، مجالس النفائس ص ۳۲۱، قاموس الاعلام ترکی ج ۳، معجم المطبوعات ج ۱ و مینودر ص ۶۹ و ۷۰ شود.[ فِ یِ قَ زْ ] (اِخ) محمدبن عبدالکریم بن فضل مکنی به ابوسعید بابویه؛ حکیم خاقانی او را مدح کرده است. رضا قلیخان او را عارف و محققی واقف و حکیمی با ایمان و شاعری با ایقان شمرده و نوشته: وی والد امام الدین رافعی بوده و قطعهٔ زیر را بوی نسبت داده است: طلب کردن علم از آن است فرض که بی علم کس را بحق راه نیست کسی ننگ دارد ز آموختن که از ننگ نادانی آگاه نیست. ولی بعضی آن را به پسرش نسبت دهند. (از ریاض العارفین ص ۱۹۵). آذر در آتشکده و نیز سامی در قاموس الاعلام ترکی علاوه بر قطعهٔ فوق بیت زیر را نیز از وی نقل کرده اند: وصل شد و هجر ماند حیف که در باغ عشق خار بپیری رسید گل بجوانی بمرد. در صورتیکه این بیت جزء چهار بیت از غزلی است که علیشیر نوایی و هدایت بنام پسرش امام الدین ضبط کرده اند. رجوع به آتشکدهٔ آذر چ بمبئی ص ۲۲۵، مجالس النفائس ص ۳۲۱، مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۲۲۱ و ریحانة الادب ج ۲ و رافعی قزوینی (عبدالکریم...) در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «رافعی قزوینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر