معنی رافز
6 بازدید
[ فِ ] (ع ص) رگ جهنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شریان. (ناظم الاطباء). نابض. رگ زننده. (از متن اللغة): یقال: ما یرفز منه عرق؛ ای ما یضرب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رافز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فز» برای سرودن شعر