معنی راغب قمی
6 بازدید
[ غِ بِ قُ ] (اِخ) (یا راغب کاشانی) حکیم عبداللََّه پسر حکیم اسماعیل از افاضل قرن یازدهم هجرت بود و اوایل دوازدهم را نیز دریافت و در اکثر علوم متداول، ماهر بود و اغلب خطوط را خوب مینوشت و شعر خوب میگفت. او نخست به راغب متخلص بود ولی در اواخر وحدت تخلص میکرد. از اوست: وحدت نتوانی چو عیانش دیدن با دیده مجوی جسم و جانش دیدن معشوق بشیرینی شکرخواب است تا دیده نبندی نتوانش دیدن. و در جلوس شاه صفی صفوی معروف به شاه سلیمان که سال ۱۰۷۷ هـ . ق. است قصیده ای گفته که هر مصراع آن تاریخ ابجدی جلوس اوست. مطلع قصیده این است: مژده ها از گلشن ایمان چو گل سر زد صفی (۱۰۷۷) دم چو صبح از نور رأی اهل حیدر زد صفی. (۱۰۷۷) راغب در اصل کاشانی بوده لکن بجهت کثرت اقامت در قم به قمی شهرت داشته است. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۶۷ بنقل از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۶۴ و ۴۷۸). صاحب الذریعة در ج ۹ بخش ۲ ص ۳۴۸ افزاید: او خطی زیبا داشته و نمونهٔ خطش در مرقع و نمونهٔ خطوط خوش شاهی ایران ص ۱۱۰ هر دو متعلق به کتابخانهٔ سلطنتی ایران موجود است.
کلمات همقافیه با «راغب قمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر