معنی راعدة
7 بازدید
[ عِ دَ ] (ع ص، اِ) ابر با بانگ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از المنجد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ابر با رعد. (مهذب الاسماء). ابر با تندر. (یادداشت مؤلف). || ابر غرندهٔ بی باران. (از تاج العروس) (منتهی الارب) (آنندراج). و منه المثل: صلف تحت الراعده در حق پرگوی بی خیر گویند. (از تاج العروس) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از المنجد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مثل برای کسی که زیاد حرف میزند ولی عمل نمیکند. (از تاج العروس). - بنوراعدة؛ بطنی است از عرب. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «راعدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر