معنی راشت
8 بازدید
[ شَ ] (اِ) نوعی از پارچه است که راست نیز گویند. (از دزی ج ۱ ص ۴۹۶).(اِخ) بلده ای باقصای خراسان و آن آخر حدود خراسان باشد. (از معجم البلدان). قصبه ای است در اقصای خراسان و در ۸۰ فرسنگی ترمذ، که بسبب وقوع این قصبه در بین دو کوه، حملهٔ اقوام مغول بکشورهای اسلامی برای غارت از اینجا شروع شده است، و فضل بن یحیی برمکی دروازهٔ محکمی برای آن ساخته است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).
کلمات همقافیه با «راشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر