معنی راش

معنی راش

7 بازدید
(ع ص) سست و ضعیف. (آنندراج). - جمل راش؛ شتر سست پشت. (منتهی الارب). شتر پست پشت. (ناظم الاطباء). || شتری که صاحب گوش بسیارموی بود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - رمح راش؛ نیزهٔ سست و ضعیف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
(ع اِ) پر مرغ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مرغی که پر درآورده. (از اقرب الموارد).
(اِ) توده و انبار غلهٔ پاک شده را گویند مرادف جاش. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (از فرهنگ رشیدی). توده و انبار غله. (غیاث اللغات). توده و انبار غلهٔ پاک شده و از کاه برآورده را گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء). انبار غله. چاش نیز گویند. (شعوری ج ۲ ورق ۷). انبار غله که آن را جاش هم گویند. (از فرهنگ سروری) (فرهنگ خطی). || درختی است که در جنگلهای ایران موجود میباشد، چوب آن برای ساختمان منازل دهاقین استعمال میشود. این درخت از ۶۵۰ تا ۲۰۰۰ گزی در جنگلهای مرطوب آستارا، دیلمان، کلارستان، نور، کجور دیده میشود. (یادداشت مؤلف). زان، بشجیر، عیش السیاح، شجرة النَبَع، نبع، شریان، شَوحَط، چِهَلَر، راج، آلاش. (یادداشت مؤلف). درخت راش از تیرهٔ فاقاسیا و از جنس فاقوس میباشد یک گونهٔ آن فاقوس سیلواتیکا در جنگلهای کرانهٔ دریای مازندران نام برده شده است، این درخت را در گیلان، رامسر، کجور و کلارستق، راش، در آستارا، قزل گز در درفک و طوالش، الوش و آلاش ، در نور، چلر، در مازندران، مرس، و در گرگانرود، قزل آغاج می خوانند. درخت راش در جلگه تقریباً نایاب است. ولی در بلندی های کوهستانها فراوان میباشد. در گیلان و مازندران در ارتفاع بیش از دو هزار متر از سطح دریا جنگلهای خالص آن یافت میشود. راش درختی است سایه پسند و از اینرو دارای شاخ و برگ فراوان میباشد. نهال جوان آن از سرمای سخت زود گزند می بیند و بویژه سرمای بهاره برگهای آن را نابود میسازد، گرمای زیاد نیز برای آن زیانبخش است. در نقاط سرد خوب جست نمی دهد ولی در جاهای گرم تا اندازه ای بهتر جست میدهد. توان گفت که درخت راش دارای ریشه های سطحی است و برای جنگلهای خاکهای کم ژرفا و آهکی شایسته میباشد. در جنگلهای انبوه از شصت تا هشتاد سالگی ولی در فضای باز از ۴۰ تا ۵۰ سالگی بار میدهد. در خاکهای خوب هر ۵ یا ۶ سال یکبار و در آب و هوای ناسزگار هر ۱۵ سال یکبار میوهٔ فراوان میدهد. میوه اش ۵ تا ۷ درصد روغن دارد. قد آن خیلی بزرگ میشود و به ۳۵ متر و قطر یک متر و نیم میرسد. عمر آن ۲۰۰ تا ۲۵۰ سال میباشد. چوب آن برای ساختن در و پنجره و تراورس راه آهن و میز و صندلی و مبل و صندوق و غیره بکار میرود و مصرف آن بیش از دیگر چوبها است. از سلولز آن پارچه های ابریشمی لطیف و خوب میسازند. زغال و هیزم آن نیز پسندیده است. (از جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۱۶۴). و نیز رجوع به جنگل شناسی ساعی ج ۲ صفحات ۱۱۸، ۱۲۵، ۱۲۱، ۱۲۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «راش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید