معنی راسوم
6 بازدید
(ع اِ) نوعی از مهر که بدان سر خمها و مانند آن را مهر کنند. (ناظم الاطباء). بمعنی روسم که مهر باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). روسم. روشم. (المعرب جوالیقی ص ۱۶۰). راشوم. (حاشیهٔ همان صفحه).
کلمات همقافیه با «راسوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر