معنی راز کردن

معنی راز کردن

9 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) راز گفتن. گفتن سرّ خود با کسی : شب خیز که عاشقان بشب راز کنند گرد در و بام دوست پرواز کنند. عبداللََّه انصاری. یارب چه بود آن شب کان ماهروی من با من بخلوت اندر تا روز راز کرد.معزی. یک شبی مجنون بخلوتگاه ناز با خدای خویشتن میکرد راز.مولوی. بر من شبی نمیگذرد کز جفای تو تا روز راز دل نکنم با خدای تو.باقر کاشی. مناجاة؛ با کسی راز کردن. (زوزنی) (منتهی الارب). || نهفتن. پنهان کردن. پوشیده داشتن : به آغالش هر دو آغاز کرد بدی گفت و نیکی همه راز کرد.ابوشکور. ز مهراب و زال آن سخن راز کرد نخستین از آن جنگ آغاز کرد.فردوسی. || نجوی کردن. آهسته و بیخ گوشی سخن گفتن : همی رفت از زمین بر آسمان گرد تو گفتی خاک با مه راز میکرد. (ویس و رامین).

کلمات هم‌قافیه با «راز کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید