معنی رازگوینده
6 بازدید
[ یَ دَ / دِ ] (نف مرکب) گویندهٔ راز. آنکه سخنی نهانی با کسی گوید. که سرّ خود با کسی در میان نهد. || نجوی کننده : شد آنگه برش رازگوینده تنگ نهان دشنهٔ زهر خورده بچنگ. (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «رازگوینده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر