معنی رازح
7 بازدید
[ زِ ] (ع ص) هلاک شونده از لاغری. (از اقرب الموارد). || شتر افتاده از لاغری. ج، رُزَّح. (منتهی الارب).[ زِ ] (اِخ) نام پدر قبیله ای است از خولان. (منتهی الارب). پدر قبیله ای است از خولان بن عمروبن حاف بن قضاعة که به شام فرودآمد. (از تاج العروس).[ رِ ] (اِخ) نام پدر عاصم محدثی است. (از منتهی الارب) (تاج العروس). رجوع به عاصم شود.
کلمات همقافیه با «رازح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زح» برای سرودن شعر