معنی رازان

معنی رازان

8 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد واقع در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری دورود. محلی کوهستانی و سردسیر و سکنهٔ آن ۸۸۰ تن است که شیعی مذهبند و به لهجهٔ لری فارسی سخن گویند. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان رازان بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد (مرکز دهستان) که در ۱۹هزارگزی شمال خاوری زاغه کنار شمالی خرم آباد به بروجرد واقع است. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر مالاریائی و سکنهٔ آن ۱۰۰۰ تن است که شیعی مذهبند و به لهجهٔ لری فارسی سخن گویند. آب آن از سراب ترکه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان فرش بافی است. راه اتومبیل رو دارد. ساکنان آن از طایفهٔ آروان میباشند. چند باب دکان دارد. مزارع کوی بر آفتاب، سرآب ترکه جوی کبود، جوی ساکی در این آبادی وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد است. این دهستان در خاور بخش واقع و محدود است از خاور بکوه سفره بخش دورود و از باختر بدهستانهای قائد رحمت و دالوند از شمال به شهرستان بروجرد و از جنوب به دهستان سگوند. موقعیت طبیعی آن کوهستانی و جلگه یی و هوای آن سردسیر است. آب آن از رودآب کت و چشمه های مختلف مرتفع ترین قلل جبال کوه های شاه نشین کلاه فرنگی، سوچ، آبکت تأمین میشود. مراتع مرغوبی در سینه و دامنهٔ کوههای این دهستان وجود دارد که مورد استفادهٔ گله داران میباشد. از ۹ آبادی تشکیل گردیده و سکنهٔ آن ۱۹۰۰ تن است. قراء مهم آن سرکرقه پایین آب کت بالا رازان ساکنان از طوایف آروان و بیرالوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است جزء دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات که در ۳۰۰۰ گزی خاور خمین واقع است. ناحیه ای است جلگه ای معتدل و سکنهٔ آن ۳۴۸ تن است که شیعی مذهب و فارسی زبان اند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، بن شن، چغندرقند، پنبه و انگور شغل اهالی زراعت است. راه فرعی به خمین دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱ ص ۹۶).

کلمات هم‌قافیه با «رازان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید