معنی راذان
5 بازدید
(اِخ) دهی است نزدیک مدینة، و در حدیث عبداللََّه بن مسعود آمده است و مرةبن عبداللََّه النهدی درباره آن گفته است: ایا بیت لیلی ان لیلی مریضة براذان لاخال لدیها و لا عمم و یا بیت لیلی لو شهدتک اعولت علیک رجال من فصیح و من عجم و یا بیت لیلی لابئست و لا تزل بلادک یسقیها من الواکف الدیم. (معجم البلدان).(اِخ) نام دو شهر است در حومهٔ بغداد (سواد عراق) بنام های راذان اسفل و راذان اعلی و دارای دههای بسیار و گروهی از متأخران بدانجا منسوبند، عبیداللََّه بن الحر گفته است: اقول لاصحابی باکناف جازر و راذانها هل تأملون رجوعا. و نیز جماعتی به راذان عراق منسوبند که از آن جمله محمدبن حسن راذانی زاهد است که در سال ۴۸۰ فوت شده است. (معجم البلدان) (منتهی الارب). راذان و بین النهرین دو ولایت است بر آب نهروان. محصولات نیکو دارد. حقوق دیوانیش پنج تومان است. (نزهة القلوب چ اروپا مقالهٔ ۳ ص ۴۱).(اِخ) موضعی است به اصفهان، اصل آن روذان ذکره فی روذ. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «راذان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر