معنی رادکان
6 بازدید
[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهپایهٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان که در ۵۴هزارگزی جنوب باختری گرگان واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و سکنهٔ آن ۲۰۰ تن است. آب آن از چشمه سار تأمین میشود و محصول آن غلات، حبوب و مقدار کمی برنج و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. زنان پارچه های نخی و کرباس میبافند راه آن نیز مالرو میباشد. در هنگام تابستان عده ای از آبادی گرگان بدین ده میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).(اِخ) برجی مقبره مانند است که در نزدیک بندرگز واقع است. (از تاریخ صنایع ایران ص ۲۳۵).(اِخ) برجی مقبره مانند که در نزدیک قوچان واقع است. (تاریخ صنایع ایران ص ۲۳۵).(اِخ) دهی است جزء دهستان دودانگه بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین. واقع در ۱۲۰۰۰ گزی ضیاءآباد، کنار راه شوسهٔ همدان. کوهستانی و سردسیر و آب آن از قنات و رودخانهٔ ابهرچای است. سکنهٔ آن ۱۹۱ تن است. محصول آن غلات و کشمش و یونجه و شغل اهالی زراعت است. از آثار قدیم امامزاده ای دارد. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان مشهد است. حدود دهستان: از طرف شمال و شمال خاوری کوه هزار مسجد، جنوب و جنوب باختری دهستان چناران، باختر بکوه تخت رستم محدود است، رودخانهٔ کشف رود از این دهستان سرچشمه میگیرد و تا پل خاتون جریان پیدا می کند. موقعیت دهستان کوهستانی و جلگه و هوای آن معتدل و سالم است. آب این دهستان از رودخانه و چشمه سار و قنوات تأمین میشود. محصول عمده عبارت است از غلات، پنبه، کنجد، بن شن، انواع میوجات و اشجار. محصول دامی: روغن، پنیر، پشم، پوست بحد وفور و صادرات معتنابهی دارد. زیرا ساکنان این دهستان علاوه بر شغل زراعت مالدار میباشند. این دهستان از ۳۴ آبادی تشکیل شده و دارای ۸۳۹۱ تن جمعیت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) مرکز دهستان رادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد که در ۸۸هزارگزی شمال باختری مشهد سر راه شوسهٔ قدیمی مشهد به قوچان واقع است موقعیت آن جلگه و دارای هوای معتدل است. سکنهٔ آن ۲۳۵۰ تن که فارسی زبان میباشند. آب آن از رودخانه و قنات و محصولات آن غلات و پنبه است. شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیبافی است و راه آن اتومبیل رو میباشد. دبستان هم دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «رادکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر