معنی رادوف
7 بازدید
(ع اِ) خطهای پیه. (از اقرب الموارد). || شاخ فزونی که از تنهٔ خرمابن برآمده باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، روادیف. (منتهی الارب). و نیز رجوع به رادفة شود.(اِخ) نام مردی از ابی عباد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رادوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر