معنی رادفة
7 بازدید
[ دِ فَ ] (ع ص) در پی درآینده. || (اِ) شاخ فزونی که از تنهٔ خرمابن برآمده باشد. (منتهی الارب). رادوف. (اقرب الموارد). || پیه. ج، روادف. (منتهی الارب). رادوف. (اقرب الموارد). رجوع به رادوف شود. || خطهای پیه. (از اقرب الموارد). خطوط چربی در بدن. (ناظم الاطباء). || سرین. (منتهی الارب) (آنندراج). || نفخهٔ دوم صور اسرافیل علیه السلام. (منتهی الارب) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی). || روز قیامت. (دهار). || کار سخت تر از اول. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رادفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر