معنی رادان
10 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان قهاب بخش حومهٔ شهرستان اصفهان که در ۱۰ هزارگزی شمال خاوری اصفهان و ۳ هزارگزی راه جدید اصفهان به یزد واقع است. جلگه است و هوای معتدل دارد. سکنهٔ آن ۲۳۳ تن میباشد. آب آن از قنات و رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات و پنبه و صیفی است. شغل اهالی آنجا زراعت و راه آن ماشین روست. مناره ای از بناهای قدیم دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).(اِخ) نام دهی به بوانات فارس. ابن البلخی گوید: مورد و رادان دو دیه است بنزدیک بوّان و هوای آن سردسیر است و بدین دیه مورد بسیار باشد. (فارسنامهٔ ابن بلخی چ اروپا ص ۱۲۹). و نیز رجوع به نزهة القلوب مقالهٔ سوم ص ۱۲۴ شود.
کلمات همقافیه با «رادان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر