معنی راحل
10 بازدید
[ حِ ] (ع ص) کوچ فرما. ج، رُحَّل. (منتهی الارب) (آنندراج). کوچ کننده: این چه خطب و خطر بود که نازل گردید و چه نصر و ظفر بود که راحل گشت؟ (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۴۳).[ حِ ] (اِخ) نام مادر یوسف علیه السلام. (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به راحیل شود.
کلمات همقافیه با «راحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر