معنی راحت رسیدن
5 بازدید
[ حَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) آسایش یافتن. (ناظم الاطباء). آسودگی رسیدن. مقابل رنج رسیدن : باری بچشم احسان بر حال ما نظر کن کز خوان پادشاهان راحت رسد گدا را. سعدی. گر گزندت رسد ز خلق مرنج که نه راحت رسد ز خلق نه رنج. (گلستان).
کلمات همقافیه با «راحت رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر