معنی راحتطلب
5 بازدید
[ حَ طَ لَ ] (نف مرکب) جویندهٔ آسودگی و مجازاً جویندهٔ فراغت و بیکاری. بیعار و تنبل. (از ناظم الاطباء). آسایش خواه. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «راحتطلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر