معنی راحتباش
5 بازدید
[ حَ ] (حامص مرکب) آسایش. آسودگی. || (اِ مرکب) (از راحت + باش فعل امر) خطابی که هنگام تعلیم عملیات نظامی و ورزشی سربازان را دهند تا دم زنند و اندک راحتی یابند.
کلمات همقافیه با «راحتباش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر