معنی راجل
6 بازدید
[ جِ ] (ع ص) پیاده. مقابل فارس. ج، رَجل و رَجََّاله و رُجّال. (منتهی الارب) (آنندراج): نه وحشی دیدم آنجا و نه انسی نه راکب دیدم آنجا و نه راجل.منوچهری. ثنا و طال بقا هیچ فایده نکند که در مواجهه گویند راکب و راجل.سعدی. || شتر مادهٔ بی پستان بند با بچه خود. (منتهی الارب) (آنندراج). || کنایت است ازشخص کم اطلاع.[ جِ ] (اِخ) نام یک رودباری است در نجد و گفته شده است که حره راجل بین سرّ و مشارف حوران است و راجل رودباری است که از حره راجل سرازیر و در سر دفع میگردد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «راجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر