معنی راجز

معنی راجز

6 بازدید
[ جِ ] (ع ص) ارجوزه خوان. (آنندراج) (منتهی الارب). شاعری که در بحر رجز شعر گوید. (منتهی الارب).
[ جِ ] (اِخ) اسم یک کارخانه فرنگی است که بهترین چاقو و کارد و قیچی را میسازد. (فرهنگ نظام). || چاقوی راجز؛ یا چاقویی که در کارخانهٔ مذکور ساخته شده باشد.
[ جِ ] (اِخ) از شاعران مشهور عرب بود که در روزگار ولیدبن عبدالملک (۸۶ - ۹۶ هـ . ق.) می زیست یاقوت دربارهٔ وی آرد: دکین بن رجاء الفقیمی راجز مشهور بر ولیدبن عبدالملک وارد شد، در حالی که برای رفتن بمسابقهٔ اسب دوانی آماده شده بود. دکین لگام اسب را برای مسابقه کشید آنگاه که ولید او را دید و آن اسب زشت او را مشاهده کرد گفت: وی را از میدان مسابقه بیرون کنید... دکین گفت: ای امیر مؤمنان بخدا سوگند غیر این مالی ندارم اگر بر اسبان تو پیشی نجوید در راه خدا وقفش میکنم. امیر بخندید و بختم مسابقه و رها کردن اسبان و برنده شناختن دکین امر کرد. دکین گفت: قد اغتدی و الطیر فی اکنات یحدونی الشمأل فی الفلاة. (از معجم الادباء چ دارالمأمون جزء ۱۱ ص ۱۱۳، ۱۱۴).
[ جِ ] (اِخ) فضل بن قدامهٔ عجلی یکی از فحول شعرای عهد اموی است کنیت او ابوالنجم بود. گویند شبی هشام وی را برای نقل قصص و حکایات گوناگون احضار کرد او نیز داستانی از دختران خود بیان کرد و دربارهٔ ظلامه که نام یکی از ایشان است گفت: کان ظلامة اخت شیبان یتیمة و والدها حیان الرأس قمل کله و صبیان و لیس فی الساقین الاخیطان تلک التی تفزع منها الشیطان. آنگاه هشام و اهل بیت و زنان او که در پس پرده بودند خندیدند و سیصد دینار بدو داد و گفت آن را بعوض خیطان در پای ظلامه ببند. راجز در اواخر دولت امویه در سال ۱۳۰ هـ . ق. درگذشت. و عجلی منسوب به طایفهٔ بنی عجل از قبیلهٔ بکروائل است. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۵۸). رجوع به ابوالنجم شود.

کلمات هم‌قافیه با «راجز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید