معنی راجح حلی

معنی راجح حلی

7 بازدید
[ جِ حِ حِ لْ لی ] (اِخ) ابوالوفا شرف الدین راجح بن اسماعیل الاسدی الحلی شاعر ادیب در نیمهٔ ربیع آلاخر ۵۷۰ هـ . ق. / ۱۴۱۸ م. در حله متولد شد و در ۲۷ شعبان ۷۲۷ هـ . ق. در دمشق درگذشت و در باب الصغیر دفن شد. از آثار او دیوان شعری است که ملوک مصر و شام و الجزیره را مدح کرده است. (از معجم المؤلفین جزء ۴ ص ۱۴۹). از اشعار اوست: ماءالجفون بوجهه مذ اشرقا کم ناظر بدموعه قد اشرقا رشا یفوّق عن قسی حواجب نبلا بغیر مقاتل لا یتّقی ثمل المعاطف لم یز رقباؤه الاعلی مثل القضیب وارشقا. (از فوات الوفیات ج ۱ ص ۱۵۸). و نیز رجوع به کتاب حسن المحاضره فی اخبار مصر و القاهرة ص ۲۵۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «راجح حلی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید