معنی راتینج
7 بازدید
[ نَ ] (اِ) راتیاج و رتیاج رخینه، رخنیه و رشینه صمغ صنوبر است و آن سه نوع بود یک نوع روان بود که منعقد نشود و یک نوع صلب بود و سیاه و نوع سیم صلب بود بعد از آن که به آتش پخته باشند آن را فلفونیا خوانند و در زبان شیرازی زنگباری خوانند و بهترین وی آن بود که سپید بود و اندکی به زردی زند وبوی او مانند بوی صنوبر بود و طبیعت آن گرم و خشک است و عیسی گوید گرم است در سیم، و خشک است در اول، خشک و محلل بود و گوشت برویاند در ریش ها لیکن مهیج الم بود و زخمها را به اصلاح آورد با گلنار برای فتق عروق بکار رود و امثال این بیماری و وی سخن اعصاب بود و مصلح وی موم و روغن حی العالم بود و بدل آن علک البطم است و قند، و گویند بدل آن زفت کهن بود. رجوع به مفردات ابن بیطار ج ۱ ص ۱۳۵ و ج ۲ ص ۱۳۳ و مخزن الادویه ص ۲۸۴ و آنندراج و تذکرهٔ اولی الالباب ضریر انطاکی ص ۱۷۰ و تحفهٔ حکیم مؤمن ص ۱۱۵ شود. || صمغ زردی که بواسطهٔ تقطیر گرفته میشود از ریشهٔ سقز و غالباً کولوفان نامیده میشود. (لاروس ج ۱ ص ۳۱۱).
کلمات همقافیه با «راتینج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر