معنی راتیانج
5 بازدید
[ نَ ] (اِ) صمغ صنوبر است که بنفسه مثل سایر صموغ منجمد میگردد یا به آتش طبخ یافته منعقد شود و ثانی را بیونانی فلفونیا نامند و سیال غیرمنجمد او زفت رطب است در آخر سیم گرم و خشک و قسم آتش دیدهٔ او گرمتر از قسم اول و آشامیدن نیم مثقال او با زردهٔ تخم مرغ نیمبرشت و بدستور با آب طبیخ سبوس گندم جهت سرفه و ربو و جراحة رطبهٔ شش و مضغ او جهت سرفهٔ رطوبی و جذاب فضول دماغ و ضماد او جهت التیام جراحات و ازالهٔ حکه و جرب و خشونات جلد و با گلنار جهت فتق رگها و نواصیر و با تخم کتان بالسویه جهت رفع ثآلیل و بواسیر مجرب و جهت شقاق کعب و کجی ناخن مؤثر و کشیدن او مانند تنباکو روز اول یکدفعه و روز دوم سه دفعه و در سیم ۳ بار جهت سرفه و ربو و قرحهٔ شش عجیب الفعل است و بعضی گفته اند که چون با زرنیخ و پیه بز سرشته بخور کنند اثرش قویتر میشود و مؤلف تذکره گوید که چون راتیانج را با مثل او رهج الغار و نصف وزن او فلفل با روغن بادام طبخ داده ضماد نمایند در ساعت دانهٔ بواسیر را ساقط کند با الم شدید و تدارک آن بسفیدهٔ تخم مرغ و سفیداب و بخوردن شیر تازه باید نمود و گویند طلای راتیانج مفرداً در ابدان نرم باعث ورم و درد میشود و بخور او که بپارچهٔ آلوده در آفتاب خشک کرده باشند جهت زکام بارد و تب ربع سریع الاثر است و قسم مطبوخ او در اصلاح شعر ذروراً مؤثر است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «راتیانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر