معنی رابینو
6 بازدید
[ نُ ] (اِخ) در سال ۱۸۷۷ م. تولد یافت. از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۵م. (از ۱۲۷۲ تا ۱۲۸۴ شمسی) نمایندهٔ کنسولی بریتانیا در کرمانشاه و از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۲ نایب کنسول آن دولت در رشت بود و پس از جنگ جهانی اول نیز یک چند در شهرهای ازمیر و قاهره خدمت کرد. سپس سالهای بازنشستگی را تا آغاز جنگ جهانی دوم در کشور فرانسه بسر برد و در آنجا بمطالعه و نوشتن مقاله در مجلات علمی پرداخت. در گیرودار جنگ برای انجام دادن مأموریتی به انگلستان فراخوانده شد و روز ۲۶ سپتامبر ۱۹۵۰ در پاریس وفات یافت. رابینو علاوه بر اینکه کتاب و رسالات متعددی دربارهٔ نباتات و تجارت سه ایالت گیلان و مازندران و استرآباد منتشر ساخته در سالهای آخر عمر رساله ای بزبان انگلیسی راجع به سکه های ایرانی (دو جلد) فراهم آورد که چندی پیش با همت و سرمایهٔ بانک ملی ایران انتشار یافت و نیز فهرستی از اسامی و عناوین مأموران سیاسی انگلستان در ایران و ایران در انگلستان (تا سال ۱۹۴۵) در لندن بطبع رسانید، یکی دیگر از آثار او بنام «دودمان علوی» دربارهٔ سلسله های محلی مازندران به فارسی ترجمه و نشر شده است. و نیز کتاب «سفرنامه مازندران و استرآباد» وی به فارسی برگردانده شده است.
کلمات همقافیه با «رابینو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر