معنی رابغ
6 بازدید
[ بِ ] (ع ص) آنکه مقیم باشد بر امری که قدرت دارد بر آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || عیش رابغ؛ زیست با ناز و نعمت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || ربیع رابغ؛ بهار با ارزانی و فراخی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ بِ ] (اِخ) وادی بین بزواء و جحفه را گویند پایین عزور که حاجیان آن را طی میکنند و در شعر کثیر نیز آمده است. ابن سکیت گفته است: رابغ بین جحفه و ودان است و در جای دیگر گفته است رابغ وادییست که در پایین جحفه است که راه حاجیان آن را قطع میکند پایین عزور. حازمی گفته است بطن رابغ و ادییست از جحفه که در جنگها و ایام عرب ذکر آن آمده است. واقدی گفته است در ده میلی جحفه واقع است مابین ابواء و جحفه. کثیر گفته است: و نحن منعنا یوم مرّ و رابغ من الناس ان یغزی و ان یتکنّف. (از معجم البلدان ج ۴ ص ۲۰۲). عبداللََّه بن عمر خدای از او خشنود باد گفت: ابی بن خلف در بطن رابغ مرد. من مدتی از شب را در بطن رابغ سیر میکنم. (امتاع ج ۱ ص ۱۴۰). و رجوع به نزهةالقلوب مقالهٔ ثالثه ص ۱۶۹ شود. و در این محل است که یکی از غزوات پیغمبر در ماه هفتم سال اول هجرت روی داده است. رجوع به تاریخ طبری و تاریخ اسلام فیاض ص ۷۰ شود.[ بِ ] (اِخ) ابن یحیی منهاجی دمشقی از متأخرین است و وی و پسرش محمدبن رابغ روایت حدیث دارند. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رابغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بغ» برای سرودن شعر