معنی رابعهٔ عدویه
6 بازدید
[ بِ عَ یِ عَ وی یَ ] (اِخ) دختر اسماعیل عدوی قیسی است که در ۱۳۵ هـ . ق. درگذشت. وی مکنی به ام الخیر و مولای آل عتیک و اهل بصره بود. زرکلی گوید: در نیکوکاری مشهور بوده و در زهد و عبادت اخبار بسیار از او رسیده است، در بصره متولد شد و به بیت المقدس کوچ کرد و در آنجا مرد. از گفتار اوست: همچنانکه گناهانتان را پنهان میکنید نیکویی ها را نیز پنهان کنید. (الاعلام ج ۱ ص ۳۱۴). عبداللََّه بن عیسی گفت بر رابعهٔ عدویه در خانه اش داخل شدم دیدم صورت او نورانی است. بسیار گریه میکرد مردی آیه ای از قرآن را که ذکر آتش در آن شده بود خواند پس فریاد زد و فروافتاد. (صفةالصفوة ج ۴ ص ۱۶). مستوفی گوید: وی معاصر حسن بصری بود از سخنان اوست: من بر دنیا افسون میدارم. نان این جهان میخورم و کار آن جهان میکنم. الهی در نماز دلی حاضر بده یا نماز بی دلان قبول کن. (تاریخ گزیده ص ۷۶۳). رجوع به شدالازار ج ۱ ص ۳۶ شود. صاحب غیاث اللغات وجه تسمیهٔ این زن را به رابعه آرد که دختر چهارم پدر خویش بوده است.
کلمات همقافیه با «رابعهٔ عدویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر