معنی رابضة
6 بازدید
[ بِ ضَ ] (ع اِ) ملائکه ای که با آدم ابوالبشر بزمین فرودآمدند. || حملهٔ حجت که زمین از آنها خالی نباشد. || (ص) مرد حقیر و عاجز و از طلب معالی امور بازمانده. (صحاح). || تا برای مبالغة است و رویبضه مصغر آن است. (آنندراج). چشم زخم خورده: فلان ما یقوم رابضته؛ یعنی انداختهٔ وی یا بچشم کردهٔ وی نخیزد، یعنی در حال میرد و این لفظ در چشم کردگی بیشتر مستعمل است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رابضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر