معنی رابر
145 بازدید
[ بُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان واقع در ۳۶ هزارگزی خاور بافت انتهای راه فرعی بافت به رابر. محلی است کوهستانی و سردسیر و سکنهٔ آن ۳۳۱۴ تن است. آب آن از رودخانه و قنات و محصول آن غلات و حبوبات و میوه های آن به خوبی معروف است. شغل اهالی زراعت و دکانداری است. راه فرعی، پاسگاه نگهبانی، فرهنگ، بهداری، تلگرافخانه و دبستان دارد. ساکنان از طایفهٔ خالو هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ بُ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان. این دهستان در شمال خاوری بافت واقع و حدود آن بشرح زیر است: از طرف شمال به دهستان قلعه عسکر، از طرف خاور به بخش ساردوئیه، از جنوب به دهستان کوشک و از باختر به دهستان بزنجان. محلی کوهستانی و سردسیر است و تمام قراء آن در دامنه و دره های جنوبی کوه شاه واقع و آب مشروب آن از چشمه سارها است. خطالرأس ارتفاعات حد طبیعی دهستان رابر و بخش مشیز میباشد و بزرگترین قلهٔ کوه شاه بیش از چهارهزار گز ارتفاع دارد. محصول عمدهٔ دهستان: غلات، حبوبات، میوه های درختی، اشجار، پشم، پوست، کرک، توتون سبز و شغل سکنه زراعت و گله داری و مکاری است. صنایع دستی قالی بافی بدون نقشه که بخوبی معروف است. این دهستان از ۵۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود دوهزار و پانصد تن است. قراء مهم آن بشرح زیر است: جواران، ده عسکر، پشت کوه، رودخانه. راه فرعی و یک رشته سیم تلفن از مرکز دهستان به قصبهٔ بافت مرکز بخش وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ بَ ] (اِخ) موضعی است در کوههای دوهزار مازندران. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۵۳).
کلمات همقافیه با «رابر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر