معنی رئیس مظفر
7 بازدید
[ رَ مُ ظَفْ فَ ] (اِخ) مظفربن احمدبن قاسم، مکنی به ابوالرضا و معروف به مستوفی. حاکم گردکوه، از پیروان حسن صباح بود. خواجه رشیدالدین فضل اللََّه گوید: رئیس مؤیدالدین مظفر... که خاندان او به اصفهان بود و در عهد سلطان ملکشاه آنجا صاحب خراج بوده، و از شیخ عبدالملک عطاش دعوت نزاریه [ اسماعیلیه ] قبول کرد، اهل سپاهان از عقیدت او آگاهی یافتند و از تشنیع الحاد که خاص و عام نسبت بدو میکردند از سپاهان بدامغان هجرت کرد. در قومس و مازندران و عراق و خراسان اسباب و املاک خرید و آنجا ساکن شد و قلعهٔ گردکوه را از سلطان التماس داشت، سلطان منشور آن نوشتن بمنشی اشارت کرد... و دبیر نوشت... رئیس مؤیدالدین مظفر با شرف نسب و علو حسب ثروت و مکنتی تمام داشت و چون خداوند قلعه گشت گردکوه را به نزاریان داد و بمظاهرت و معاضدت رئیس مظفر که سدی منیع و شخصی رفیع بود، کار حسن صباح و دعوت او بالا گرفت. وی در شوال سال ۴۹۸ هـ . ق. درگذشت. و رجوع به جامع التواریخ چ بنگاه ترجمه و نشر کتاب صص ۱۱۶ -۱۲۲ و حبیب السیر چ جدید جزو ۴ از ج ۲ ص ۴۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «رئیس مظفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر