معنی رئیسی
6 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) منسوب به رئیس. مهم از هر چیز. قسمت بزرگ هر چیز. || (حامص) ریاست. رجوع به رئیس و ریاست شود.[ رَ ] (اِخ) دهی است در هشت فرسنگی شمال لار. (از فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «رئیسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر